تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

بی بی بارونی

جمعه هشتم آبان 1388

کاش دیدنت رویا نبود....ا

یکی بود یکی نبود   زیر گنبد کبود

یه خدا بود و یه عشق اما پر بود زحسود

یه جوونه ساده بود  که دلش شکسته بود

امیدش به اون خدا اما خیلی خسته بود

دست جادوگر بد تو لباس پریا

با یه ورد طلسمی زد پر از رنگ و ریا

تو جوونی پیر شده با چینای صورتش

شادی رخت بسته و رفت غمه که می بوستش

درد دل . اشک و خدا یه ندای بی صدا

مثه التماس کور از یه بنده ی خدا

یه روزی از آسمون یه فرشته مهربون

روبالش زخمای تیر پر های رنگین کمون

اومد و نشست زمین واسه این دل غمین

یه ندایی جنس مهر پر عطر یاسمین

با اینکه فرشته بود انگاری نوشته بود

قسمتی مثال هم به اونا گذشته بود

جنس بارون جوونه فرشته توی کویر

نیاز تشنه به آب جوونه خسته ی پیر

انگاری قسمتشون رو به هم بافته بودن

که همو تو غریبی اینطوری یافته بودن

امید جوون یه جور به شکستن طلسم

رمقی به زندگی فقط حتی با یه اسم

تو دل فرشتمون پربغض و درد و آه

شده بود برا جوون بهوونه همین یه راه

تا که شب نیگا می کرد فرشته به آسمون

ماه خجالت می کشید جلو شاه پریون

دیدن فرشته ها مثه رویا بود و خواب

صداشو جوون شنید شده بود بی تب و تاب

گرچه این جوونمون با فرشته زنده بود

خیلی دور اما که بود ارمغان خنده بود

کاش که این فرشتمون به جوونه میرسید

یا جوون یه بالی داشت به کویر پر می کشید 


13:6 | بردیا |

یکشنبه سوم آبان 1388

خاطرات یه رفیق تو آموزشی

یه روزی من آرزوم بود که بری         چه با شادی یا که قهر و دلخوری

اومد اون روز و تو آزرده شدی          انگاری یه عشق سرخورده شدی

گریه و لعنت اون شبت منو             خرد و دل شکسته کرد گفتی برو

اون یه فریاد پر التماس و درد          خواهشی کمر شکن واسه یه مرد

مثه نوش دارویی بعد مرگ عشق       باد اومد برد شاخه ها و برگ عشق

حالا وقتی که گذشته زمونه                یاد تو این دلمو می سوزونه

بجز اون ثانیه های آخرین                   سایه ی غرور رو عشق برترین

روی سینم مثه داغ بردگی                  مونده اون لعنت تو به زندگی

 


13:2 | بردیا |

دوشنبه سی ام شهریور 1388

رقص و تعظیم حروف برای تسبیح تو ای بی بی بارون

گلم عطرت زگلهای گلستان بیش می آید

که گویی گل به تحسین و نمازت پیش می آید

دلا دلبر ببرده دین و دل ز دستانم

دلی که داغ دیده یا شکسته من نمی دانم

بیا باور بکن با تو منم بالاترین مجنون

بیا با من بمان بانوی من ای بی بی بارون

تو تنها نور امیدی در این بیغوله ی تاریک

تک و تنها رهم گم شد رهی ترسنده و باریک

شراب شرم و شور عشق شهادت می دهد شعرم

شکوه شاه خوبانی تو ای رویای پر مهرم


13:9 | بردیا |

پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388

زندانی

زندانی عشق سخت ویرانه یک باور

اکسیر نجات من یک باده و یک ساغر

جامی که به دستم داد عشق تو جوانم کرد

از این ره پوشالی سوی تو مکانم کرد

این جام و می و مستی  عشق تو به من داده

از سوی دگر دامیست جسمم بدو افتاده

در خمر وجودت عشق چون مو به شراب انداخت

جسمت که ز می  شد مست ویرانه ام از نو ساخت

من زاده بارونم خشکم ز دروغین عشق

هرکس که به من بد کرد گفتا که درود این عشق

رویای تو بارونی اشکای تو پنهانی

تنهایی تو معصوم عشق منه زندانی


21:39 | بردیا |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

به ملاقاتم بیا زندونیه دنیا شدم

به ملاقاتم بیا خاتون شبهای ترم

صد هزاران قفل وزنجیر بسته شد دور و برم

به ملاقاتم بیا ای مهربان تر از همه

که بریدن حکم من بی دادگاه و محکمه

به ملاقاتم بیا بانوی بی همتای من

مرهمی بر زخمه ی شلاق این دنیا بزن

به ملاقاتم بیا ای آسمانی تر ز ماه

من در این سلول تنگ آشفته حال و بی پناه

به ملاقاتم بیا ای دختر رنگین کمان

آسمان ها را رها کن با منه  تنها بمان

به ملاقاتم بیا زیباترین گل در زمین

توی سلولم نشسته قاصد مرگ در کمین

به ملاقاتم بیا لیلی که مجنونت منم

انفرادی می کشد بی خنده و رقص این تنم

به ملاقاتم بیا ای دیدنت رویای من

عاقبت پرواز با تو عشق بی پروای من


0:18 | بردیا |

پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388

دعای عهد امام زمان


دعاي عهد :..[[[[[[ متن پيمان و سرودي است از شيعه ي دل سوخته ي چشم به راه آرزومند ديدار و ياري محبوب پرده نشين ِ طريد. او آرزو مي کند ياري و نصرت و ابراز مهر بي دريغ عزيز مصر هستي را در هنگامه ظهور وحضور آن حضرت. انشاء کننده ي آن امام صادق عليه السلام است و گاه آن، هر سپيده در پس فريضه ي الهي صبحگاهي. در آن با پروردگار جهان و جهانيان، آورنده کتاب تکوين و تدوين نجوا مي کند و از او سراغ ولي اوليا (قائم آل محمد) که درود خدا بر او باد را مي گيرد و نام ها مي برد تا به زيباترين ها مي رسد و آن گاه شهادت در برابر ديدگان او را مي خواهد. و تمام اين سرود در چهل روز است که در انجام آن از معبود مي خواهد که مهر او از مرز زندگي دنيوي بگذرد و در ديگر نشئه(برزخ) نيز رابطه مودت او قطع نشود و در هنگامه ظهور، در رکاب مولايش به ستيز با کافران و مشرکان و منافقان بپردازد]]]]

دعاي عهد، تجديد بيعت با امام حق و ولايت ايشان است. در اين دعا ابتدا خداوند را به اسامي و صفات مي خوانيم و بر امام زمان خويش صلوات مي فرستيم، سپس فرج (عج) و حضور خويش را در زمان ظهور طلب مي کنيم. در بخشي از اين دعا، دست نياز به آستان الهي بلند کرده، زمزمه مي کنيم: اللهم اني اجدد له في صبحه يومي هذا ...

اي آفريدگار صبح !
در جشن با شکوه روزي که آغاز مي شود و در تمامي روزهايي که شيريني نام تو بر لبانم مي نشيند، من عهد ديرينه خويش را با صاحب صبح و امام عصر تازه مي کنم و دست بيعتم را در زلال دستانش معطر مي سازم تا شعر سپيد اين عشق در صحن دلم تکرار شود.
طراوات جاري اين عهد و بيعت هرگز از باغ خاطرم بيرون نمي رود و پيوسته شال سبز محبتش را بر گردن مي نهم تا توازشگر شانه هاي لرزانم باشد.



خالق مهربان من !
اگر دست تقدير تو، لباس سپيد آخرت را بر تن من پوشاند و درخت زندگي ام ، تن به خواب زمستاني و ابدي خويش سپرد و ميان من و آن بهار موعود جدايي افتاد، پس در زماني که سيماي مهربان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشکار شد، مرا از محراب قبرم برانگيز و توفيق احرام در صحن و صفايش عنايت کن تا لبيک گويان در گرد کعبه وجود مقدسش طواف کنم.

اي اجابت کننده هر دعا!
پنجره قلب منتظران رو به آسمان بيکرانت گشوده است تا به يک اشارت تو، غبار و اندوه غيبت از دلها برخيزد و چشمها به تماشاي باران ظهور بنشيند.

خدايا !
شب يلداي هجران را به يمن ظهور ماه کاملش، کوتاه کن که شب پرستان، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مؤمنان طلوع خورشيد جمالش را نزديک مي دانيم.

 


13:44 | بردیا |

دوشنبه پنجم مرداد 1388

تولد

 کی می دونه آدم روز تولدش چی می خواد...

قدیما تولد فقط یه بهونه نبود...

روزی زیبا تر از روز تولد م برا من نیست شما چی؟

۶۴/۵/۵  تا امروز ۵/۵/۸۸


17:46 | بردیا |

چهارشنبه هفدهم تیر 1388

یکی بود یکی نبود زیر این گنبد کبود...همسفر خسته ی من مست خدا بود

بر روزگار تار من                   بانوی گل رنگی بزن

شیطان به خوابم آمده         ای مهربان سنگی بزن

ای دختر رنگین کمان            بر سقف دل طاقی بزن

معمار ویرانه دلم                   همت کن و کاخی بزن

گو باده آرند سوی من           تا غسل تن در می دهم

گر جام را دستم دهی            تن بر گناه من کی دهم

مستی زمی بیگانه نیست    جانم چو با روحت اجین

رویاست پیداکردنت              ای آسمانی ...در زمین


1:4 | بردیا |

دوشنبه پانزدهم تیر 1388

یهویی یه چک نویس قدیمی پیدا کردم.......

پرنده هاي مهربون پر مي زدن تو آسمون

با بالهاي قشنگ شون رو بام سبز دلامون

ياس سپيد و رز زرد سرخي رنگ گل درد

بوي گل محمدي اين دلا رو جوون مي كرد

اما يهو دود و دروغ از دل شهر هاي شلوغ

اومد و دلهاي ما رو سياه كردو بي فروغ

مردم ده شهري شدن دل رو به درياها زدن

اومده بودن پي پول شهر و مي گفتن بلدن

ناز و تنعم مال بيد اما كسي ديگه نديد

آسمون آبيمون و رنگ سياهي دود كشيد

ولايت دروغ رودل كاشتن اهن روي گل

هركي فروخت صداقت ميگن كه اون شده زبل

رداي عاشقي نپوش اگردلت رفته ز هوش

حرمت عشق وميشكني با قلبي كه سنگيه توش

نگو كه عشق و مي دوني نگو كه از دل مي خوني

مي دوني با دروغات همه رو از دل مي روني

واسه رسيدن به خدا بده تو به دلت ندا

سادگي و صداقت و نكنيم از دلها جدا

شهراي دود و سنگي رو دلهايي كه دورنگي رو

با محبت پاك بكنيم بياريم توش قشنگي رو

هر جايي كه پا ميزاريم مهرو بي منت بياريم

تخم گل عاشقي رو تو قلب هاي پاك بكاريم

روزي مياد از اون بالا واسه من و واسه شما

دلهاتون و پاك بكنين مثه دل اين سمرا

 


1:9 | بردیا |

پنجشنبه یازدهم تیر 1388

چه آرامشی داشت صدای بی بی بارون....

از پنجره داره مياد صداي ريز بارون

بارونِ اشك نو مي خوام رو شونه هام نه ناودون

مي خوام با هم بريم سفر يواشكي و بي خبر

قدم زنون بغل بغل تو خلوت خيابون

ستاره ها كه اون بالاست كدوم ستاره مال ماست

قشنگترين ستاره ها تو شبهاي بيابون

بار سفر تو رويا هاست فرشته كِي با آدماست

گرماي دستتُ مي خوام تو سرماي زمستون

هميشه ما تو آرزو يه جاي دور سوار قو

قو رو زدن اين آدما كو قاليه سليمون

نه هيچ صدا نه هيچ نگاه مث تو نيستش بخدا

تو باشي امتحان اون برام ميشه چه آسون

تقدير من تو بودي عشق و برام سرودي

با نگاه بهاري اما هميشه پنهون

ميگن اسيري سخته هركي اسير بخته

با تو بودن يه دنياست حتي اگه تو زندون

تويي تو تنها يارم تو قلب پاره پارم

مي خوام تو رو بكارم مث گلها تو گلدون

مي خوام من وتو ما شيم نه اينكه ما جدا شيم

تا اخرش بمونيم به لطف اون خدامون


22:2 | بردیا |